السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

52

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

بياوريم همين كه آورديم استخوانهاى صورتش را شكستى و ريشش را پر خون نمودى و پندارى كه او را توانى كشت ؟ ابن زياد خشمناك شد و گفت تو اينجائى ؟ سپس دستور داد آنقدر او را زدند كه از زبان افتاد و بزنجيرش كشيده در گوشه‌اى از كاخ زندانش نمودند ، گفت : انّا للَّه و انّا اليه راجعون اى هانى خبر مرگ خودم را به تو مىدهم . راوى گفت : به عمرو بن حجّاج خبر رسيد كه هانى كشته شد و رويحة دختر عمرو همسر هانى بن عروة بود ، عمرو با تمام افراد قبيلهء خود مذحج حركت كرده و اطراف كاخ ابن زياد را محاصره كرد و فرياد كشيد من عمرو بن حجّاجم و اينان سواران و بزرگان مذحج‌اند نه از اطاعت حكومت وقت سرپيچى كرده‌ايم و نه از اجتماع مسلمانان فاصله گرفته‌ايم بما خبر رسيده كه دوست ما هانى كشته شده است عبيد اللَّه دانست كه قبيلهء مذحج ، كاخ را محاصره نموده و سخنرانى ميكنند بشريح دستور داد تا بنزد هانى برود و سلامتى او را كه به چشم خود مشاهده نموده بمردم ابلاغ نمايد